Language

Apg29.Nu

Christer Åberg | TV | Bönesidan | Fråga Christer Åberg | Skrivklåda | Chatt | Läsarmejl | Skriv | Media | Info | Sök
REKLAM:
Himlen TV7

Stöd Apg29 genom att swisha 20 kr till 072 203 63 74. Tack.

چوپان خوب در کشور نزدیک

این است که مطلق دردناک ترین این است، چگونه م&

گوسفند. 

او در فکر این کشور در نزدیکی. او از مراتع سبز فکر می کند، او را از آب آرام فکر می کند. چگونه می تواند او تا به حال فکر می کنم که چمن خواهد بود در این کشور سبزتر دور؟


Av Emma
lördag, 12 oktober 2019 13:22
Läsarmejl

یک گوسفند به نام Marcoullis بود بار وجود دارد. هنگامی که، مدت ها قبل، زمانی که او یک بره کوچک بود، بنابراین او در این کشور در نزدیکی زندگی می کردند. چوپان او همیشه در آن کشور بسیار نزدیک بود. مقدار زیادی از مراتع سبز و گل های وحشی زیبا وجود دارد. در کشور نزدیک چمن آبدار به غذا خوردن و آب سرد در حال اجرا به نوشیدن بود.

Marcoullis در خود را کاملا پرماجرا، و گاهی اوقات او در fårhägnadens حصار ایستاده بود و در جهان را در خارج از. او اغلب تعجب که چگونه این کشور دور است می تواند باشد، او می تواند یک نگاه اجمالی از کشوری که در آن او ایستاده بود را مشاهده کنید. خوب، در واقع، بیشتر از او در آنجا ایستاده بود و نگاه کرد و مورد آنچه در آن وجود دارد خواهد بود رویا پردازی، وسوسه انگیز تر از آن شروع به احساس مانند این کشور را ترک نزدیک، و در کشتی سوار در ماجراهای خود را دارند. با وجود این واقعیت که این کشور دور بود یک چوپان کشور اغلب به آنها هشدار داد. این کشور یک چوپان خوب بیش از آنها را ندارد. اما، اگر شما می خواهید آن رفت به ترک کشور نزدیک به سر را به خارج از کشور دور.

چوپان استفاده برای جمع آوری بره و گوسفند خود را در اطراف او، او به آنها در مورد چیزهایی که او می خواست آنها را به مطمئن شوید، همه چیز مهم برای آنها به صحبت کرد. او کسانی که نیاز آرامش آرامش و مجروحان مراقبت های ویژه در دستان چوپان داده شد.

چوپان زمان و تاکید دوباره که او همیشه نزدیک به کسانی که در این کشور در نزدیکی زندگی می کرد. صرف نظر از آنچه شرایطی بودند، و حتی اگر بره و گوسفند همیشه به او بگویید او دور نیست.

برای همین بود که این کشور در کشور نزدیک نامیده می شد. چوپان آنها را همیشه نزدیک بود.

گاهی اوقات هنگامی که بره و گوسفند پایین به استراحت lain در آب آرام، به طوری که رفت چوپان به گزمه شب. او رفت و به برای هر گوسفند است که به کشور دور دور رفته بود نگاه. او بر روی آنها نام و نام خود را فریاد زد. "برگرد به من Vitull، بیا!" او در یک صدای پر از عشق فریاد زد. چوپان همیشه مطمئن شوید که درخواست تجدید نظر به تمام بره ها و گوسفندان خود را با نام بود.

Marcoullis همیشه صدای شبان به یاد داشته باشید.

گاهی اوقات هنگامی که یک ولگرد پشیمان شود که آن را ترک چوپان و این کشور در نزدیکی، شروع به فریاد در چوپان. به محض این چوپان پس از آن فریاد گوسفند ولگرد شنیده، پس بیا چوپان بلافاصله به آن، از گوسفند پس از آن پیدا شد چوپان آن است. سپس او را حمل به گوسفندان در بازگشت به خانه را به این کشور نزدیک است.

چوپان استفاده می شود که او آمد تماس با فریاد گوسفند ولگرد "آمد همه بره و گوسفند محبوب من! بیا و با من شاد بیش از این در حال حاضر به خانه ما در این کشور در نزدیکی بازگشت!" سپس، به عنوان چوپان در این موارد گله خود را به ارمغان آورد به یک مکان خاص در مراتع سبز، جایی که او تسلیم جشن واقعی برای همه آنها بود.

اما در حال حاضر، به عنوان Marcoullis اینجا، در یک بیشه törnigt، دور در کشور دور، جایی که او خاموش سال ها پیش رفت. او خسته و او قدیمی در حال حاضر، و به همین ضرب و شتم و در کت خود را پاره بعد از این همه سال در این کشور دور. او برای آب نفس نفس زدن، آن را به عنوان اگر ترس به طور کامل باید او را خفه احساس می کند. این خیلی درون او تاریک، و شب را در اطراف او نیز بسیار تاریک است.

او در فکر این کشور در نزدیکی. او از مراتع سبز فکر می کند، او را از آب آرام فکر می کند. چگونه می تواند او تا به حال فکر می کنم که چمن خواهد بود در این کشور سبزتر دور؟

او از چوپان فکر می کند ...

این است که مطلق دردناک ترین این است، چگونه می تواند او تا به حال ترک چوپان.

این کاملا غیر ممکن به درک است.

او در فکر چگونه چوپان بارها و بارها بره و گوسفند است که به زودی به عنوان آنها را به او به نام، او خواهد آمد او گفت. دوست Marcoullis واقعا جرات به این باورند که این در حال حاضر نیز به او اعمال می شود؟ از آنجا که، جز این که او را ترک چوپان و این کشور در نزدیکی، به عنوان او نیز برخی از چیزهایی واقعا وحشتناک در این کشور انجام داده بود دور.

می تواند چوپان واقعا او این را ببخشد؟

تمام شب او در فکر کردن، لرز در سرما، که در آن بیشه خاردار که در آن او در میان خار گیر کرده، و به شدت پاره شد.

در سپیده دم، فقط وقتی که شب در مورد به راه به روز است، بنابراین او شروع به زمزمه: عیسی! JE، آیا او تنها دوباره زمزمه به چوپان وجود دارد! چوپان وجود دارد! او خم، او ریپ خار که تله Marcoullis بسیار بد است. رودخانه همه چیز او را شکست. دست عشق چوپان، به عنوان اغلب نوازش کت Marcoullis و سر شروع می شود به خونریزی.

چوپان آسانسور سپس به آرامی تا Marcoullis در آغوش یک چوپان است.

بنابراین شروع سفر بازگشت به خانه به این کشور در نزدیکی.


Publicerades lördag, 12 oktober 2019 13:22:28 +0200 i kategorin och i ämnena:

Nyhetsbrevet - prenumerera gratis!


Senaste live på Youtube


Gospel Sam, Pop up tält, Målle, Emilia, Christer Åberg online



Senaste bönämnet på Bönesidan

söndag 24 maj 2020 00:18
Jesus hjälp!

Senaste kommentarer


Aktuella artiklar



STÖD APG29
SWISH: 072 203 63 74
PAYPAL: paypal.me/apg29
BANKKONTO: 8150-5, 934 343 720-9
IBAN/BIC: SE7980000815059343437209 SWEDSESS

Mer info hur du kan stödja finner du här!

KONTAKT:
christer@apg29.nu
072-203 63 74

MediaCreeper

↑ Upp